سعيد كريمي

زندگـي نامه سعـدي

زندگـي نامه سعـدي



ابو محـمد مشرف الدين ( شرف الدين ) مصلح بن عـبدالله بن شرف الدين شيرازي، مـلـقب به ملـک الکـلام و افصح المتکـلمين بي شک يکي از بزرگـترين شاعـران ايران است کـه بـعـد از فردوسي آسمان ادب فارسي را به نور خـيره کنندهً خـود روشن ساخـت. اين روشني با چـنان نيرويي هـمراه بود که هـنوز پـس از گـشت هـفت قـرن تمام از تاثـير آن کـاسته نشده و اين اثـر پارسي هـنوز پابرجـا و استوار است. از احـوال شاعـر در ابتداي زندگـيش اطـلاعي در دست نـيست، اما آنچـه مسلم است، دانش وسيعـي اندوخـته بود. در حدود سال 606 هـجـري در شهـر شيراز در خـانداني کـه هـمه از عالمان دين بودند، چـشم به جـهان گـشود. مقـدمات عـلوم ادبي و شرعـي را در شيراز آموخت و سپس در حدود سال 620 براي اتمام تحـصيلات به بغـداد رفت و در مدرسه نظاميه آن شهـر به تحـصيل پـرداخت.  

بعـد از اين سفـر سعـدي به حـجاز، شام، لبـنان، و روم رفته چـنان کـه در اين ابـيات مشخص است :  

سفـري کـه سعـدي در حـدود سال 620 آغـاز کرده بود، مقارن سال 655 با بازگـشت به شيراز پايان گـرفت و از آن پس زندگـي را به آزادگـي و ارشاد و خـدمت خـلق گـردانـيد. سـعـدي عـمر خـود را به سرودن غـزل ها و قـصائد و تاليفات رسالات مختـلف و وعـظ مي گـذراند. در اين دوره يکـبار نـيز سفري به مکـه کرد و از راه تـبريز به شيراز بازگـشت. نکـته مهـم در زندگي سعـدي اين است که در زمان زندگـيش شهـرت و اعـتبار خاصي گـرفت و سخـنانش مورد استـقبال شاعـران هـم عصرش قرار گرفت، آنچـنانکـه يکي از آنهـا بنام سيف الدين محـمد فرغـاني، چـنان شيفـته آثـار سعـدي بود کـه عـلاوه بر استـقبال از چـندين غـزل او چـند قصيده هـم در مدح او ساخته و براي او فرستاده که يکي از نمونه هاي آن در اينجا است : 

سعـدي هـمچـنان به اندوختن و سرودن روزگـار مي گـرانيد و عـمر پـربار خـود را بدين گـونه سپـري مي کـرد اما اين بزرگ هـمواره سعـي و تلاش خـود را کافـي ندانسته، چـنانکـه در آغاز گـلستان مي گـويد :  

به تصريح خـود شاعـر اين ابـيات مناسب حال او در تاًسف بر عـمر از دست رفته و اشاره به پـنجاه سالگـي وي، سروده شده است و چـون آنهـا را با دو بـيت زير که هـم در مقـدمهً گـلستان از باب ذکـر تاريخ تاليف کـتاب آمده است :  

سعـدي هـم در شعـر و هـم در نـثر سخـن فارسي را به کمال رسانده است و از ميان آثـار منظوم او، گـذشته از غـزليات و قصائد مثـنوي مشهـوري که به سعـدي نامه و بوستان شهـرت دارد، اين منظومه در اخـلاق و تربـيت و وعـظ است و در ده باب تـنظيم شده است : 1 - عـدل 2 - احـسان 3 - عـشق - 4 - تواضع 5 - رضا 6 - ذکـر 7 - تربـيت 8 - شکـر 9 - توبه 10 - مناجات و ختم کتاب.

مهـمترين اثـر سعـدي در نثـر، کتاب گـلستان است که داراي يک ديباچـه و هـشت باب است : سيرت پادشاهـان، اخلاق درويشان، فضيلت و قناعـت، فوايد خـاموشي، عـشق و جـواني، ضعـف و پـيري، تاًثـير تربـيت و آداب صحـبت. 

فوت سعـدي : وفات سعـدي را در ماًخـذ گـوناگـون به سال هاي " 694 - 695 " و " 690 - 691 " نوشته اند.  

سـر آن ندارد امشب، کـه برآيد آفتابي 
چـه خيال ها گـذر کرد و گـذر نکرد خوابي 
به چـه دير ماندي اي صبح؟ که جان من بر مي آمد 
بزه کردي و نکـردند، موًذنان ثـوابي 
نـفس خـروس بگـرفت، که نوبـتي بـخـواند 
هـمه بلـبلان بمردند و نماند جـز غـرابي 
نفـحات صبح داني، ز چـه روي دوست دارم؟ 
که به روي دوست ماند، کـه برافکـند نـقابي 
سرم از خداي خـواهـد، که به پايش اندر افتد 
که در آب مرده بهـتر، که در آرزوي آبي 
دل من نه مرد آن است، که با غـمش برآيد 
مگـسي کـجا تواند، که بـيفکـند عـقابي؟ 
نه چـنان گـناهـکارم، که به دشمنم سپاري 
تو بدست خـويش فرماي، اگـر کني عـذابي 
دل هـمچـو سنگـت اي دوست، به آب چـشم سعـدي 
عـجب است اگـر نگـردد، که بگـردد آسيابي 
برو اي گـداي مسکين و دري دگـر طلب کن 
که هـزار بار گـفتي و نيامدت جـوابي






چگونه از سرماخوردگي مصون بمانيم؟

چگونه از سرماخوردگي مصون بمانيم؟


با توجه به اينکه در فصل زمستان قرار داريم و شيوع سرماخوردگي و آنفلوانزا بيشتر از فصول ديگر در اين فصل رواج دارد مسلم است که هيچ كدام از ما دوست نداريم به اين بيماري ها مبتلا شويم و در بستر بخوابيم که البته اگر شما دستورالعمل ها و مراحل ساده زير را در زندگي خود به كار بريد، مي توانيد بدن خود را طوري مقاوم كنيد كه با اين بيماري ها بجنگد و پيروز شود:

مرحله 1) سعي كنيد هر شب حداقل 7 تا 8 ساعت بخوابيد. خواب كافي و مناسب باعث مي شود بدن شما فرصت ترميم و بازسازي پيدا كند و براي مقابله با حوادث روز بعد آماده شود.

مرحله 2) به طور مرتب دست هاي خود را با آب و صابون بشوييد، خصوصاً بعد از آمدن از توالت و قبل از غذا خوردن. همچنين بعد از دست زدن به وسايل آلوده اي مثل ميله هاي مترو و اتوبوس، پول، ميز كار و مدرسه، كامپيوتر و ... حتماً دست هاي خود را بشوييد. در طي فصول سرد سال، ميكروب هاي سرماخوردگي و آنفلوانزا در هر جايي وجود دارند و شما بايد پيوسته دست هاي خود را تميز نگه داريد. هميشه كمي صابون (جامد، مايع يا كاغذي) همراه خود داشته باشيد. اگر در جايي بوديد كه دسترسي به آب و صابون نداشتيد، مي توانيد از دستمال هاي كاغذي پاك كننده و ضد عفوني كننده ي مرطوب استفاده كنيد. اين دستمال ها را مي توانيد از داروخانه تهيه كنيد.

مرحله 3) وقتي دست هايتان آلوده است، از دست زدن به صورت، چشم ها، بيني و دهان خود، پرهيز كنيد، زيرا اين محل ها، به آساني ميكروب ها را از دست هاي شما به داخل بدن تان منتقل مي كنند. مي دانيم كه انجام اين كار سخت است و به همين دليل به شما توصيه مي كنيم كه دست هاي خود را تا حد ممكن از ميكروب ها و آلودگي ها پاك نگه داريد.

مرحله 4) در طي فصل زمستان، هوا سرد و خشك مي شود و اين مسئله روي نحوه مقابله بدن شما با ميكروب ها تاثير مي گذارد. مشكل مهم در اين فصل، آبريزش بيني است. محلول سرم فيزيولوژي، سلامت سينوس ها را ارتقا مي دهد. اين محلول را مي توانيد از داروخانه تهيه كنيد. تمرينات يوگا نيز سلامت سينوس ها را افزايش مي دهد، در حالي كه قبلا تصور مي شد باعث آبريزش بيني مي شود.

اگر به محلول سرم فيزيولوژي دسترسي نداشتيد، مي توانيد تحت نظر پزشك و طبق توصيه ايشان از محلول آب و نمك استفاده كنيد، ولي مقدار نمك و آبي را كه بايد با هم مخلوط كنيد، پزشك بايد تعيين كند، چون ريختن نمك زياد در آب، باعث زخم و آسيب مخاط بيني مي شود. يك يا دو بار در روز بيني خود را با اين محلول سرم فيزيولوژي شست و شو دهيد. اين شست و شو اجازه نمي دهد، مجدداً عفونت و ميكروبي در حفره سينوس ها جمع شود. اين روش، بهترين روش طبيعي براي جلوگيري و بهبود سرماخوردگي و آنفلوانزا است.

مرحله 5) البته، براي تكميل مراحل فوق و براي حفظ سلامت بدن و تقويت آن، نياز به چند مورد ديگر هم داريد:

- برنامه غذايي مناسب و متعادلي داشته باشيد، يعني از تمام گروه هاي غذايي (نان و غلات، سبزي ها، ميوه ها، شير و لبنيات، گوشت ها و حبوبات و تخم مرغ به ميزان كافي و لازم استفاده كنيد تا بدن دچار كمبود مواد مغذي نشود. خصوصا مصرف ميوه ها و سبزيجات تازه را فراموش نكنيد. مصرف منابع غذايي ويتامين C مثل انواع مركبات، كيوي و آناناس، سيستم ايمني بدن را تقويت مي كند و بر مقاومت آن در مقابل بيماري ها مي افزايد.

- به طور مرتب ورزش كنيد.

- تحت نظر پزشك از شربت ها و قرص هاي مولتي ويتامين استفاده كنيد. البته دقت كنيد كه اين مكمل ها در حد استاندارد بوده و داراي كيفيت خوبي باشند. لذا از داروخانه هاي معتبر آنها را تهيه كنيد.

- آرام باشيد و روش و رفتار مثبتي را در زندگي خود پيش بگيريد و سعي كنيد به بهترين نحو، استرس ها و اضطراب ها را از خود دور كنيد. استرس و فشارهاي روحي باعث كاهش قدرت دفاعي بدن در مقابل ميكروب ها و عوامل بيماري زا مي شوند.

هشدارها:

1. اگر از كسي مثل فرزند يا پدر و مادرتان، در منزل مراقبت مي كنيد تا بيماري او بهبود يابد، مراقب سلامتي خود نيز باشيد تا بيماري آنها به شما سرايت نكند.
2. هر چند وقت يك بار، براي مدت 10 دقيقه پنجره ي اتاق خود را باز كنيد تا هواي اتاق تعويض شود و كيفيت آن بهبود يابد.
3. مي توانيد تحت نظر پزشك از واكسن آنفلوانزا نيز استفاده كنيد.






"دزد (قسمت اول)"

"دزد (قسمت اول)"

"نويسنده: ناصر زراعتى"

دزد را اول هادي ـ پسر عزيز خانوم ديده بود .
ساعت سه و نيم بعد از نصفه شب بود. از خواب بيدار شدم، رفتم دس به آب، داشتم بر مي گشتم برم دوباه بخوابم. با خودم گفتم برم يه نيگايي به ماشينه بندازم. 
هادي پيكان جوانان قرمز رنگ مدل پنجاه و پنجش را تازگي ها خريده و حسابي بهش مي رسد. اتاق و شيشه هاي پيكان هميشه برق مي زند. شب ها آن را جلو پنجره خانه شان تو كوچه شش متري معصومي بغل ديوار پارك مي كند، با آنكه برايش هم سويچ مخفي گذاشته و هم دزدگير، باز هم محض احتياط، فرمانش را به ميله صندلي جلو، با زنجير كلفتي قفل مي كند. پخش صوت كشويي اش را هم هر شب در مي آورد و نمي گذارد تو ماشين بماند. 
در حياطو كه وا كردم ديدمش، رو صندلي جلو ب. ام. و. اكبرآقا چمباتمه زده بود. در ب. ام. و. واز بود اولش فكر كردم خود اكبر آقاست. اصلاً متوجه صداي واز شدن در حياط نشد. تو تاريكي نيگا كردم. خواستم بگم. سام عليك، اكبر آقا، چيكار مي كني؟ كه يهو چشمم افتاد به كله طاسش، شصتم خبردار شد كه يارو دزده. داشت با پيچ گوشتي همچين تند و فرز، پخش صوتو واز مي كرد. شيشه بغل دستو شيكونده بود و درو واكرده بود. با خودم گفتم: چيكار كنم؟ اگه هم الان داد بزنم ملتو خبر كنم متوجه مي شه و ممكنه در ره. يواش رفتم طرف ب. ام. و. ديدم يه جفت دمپايي رو زمينه. هه، هه... دمپايي هاشو درآورده بود. رفتم جلوتر و يهو درو محكم بستم و هوار كشيدم: آي دزد....آي دزد.....
اكبر ـ پسر حاجي اسداللهي ـ صاحب ب. ام. و. اولين كسي بود صداي هادي را شنيده بود و از خواب پريده بود. 
رو پشت بوم خوابيده بودم، درست بالا سر ب. ام. و. كه يهو با صداي آي دزد... آي دزد.... از جام پريدم. گفتم: اي دل غافل ديدي ب. ام. و. رو بردن! 
اكبر آقا كارمند بانك اعتبارات است. دو سالي مي شود كه ـ بعد از فروختن ژيانش ـ اين ب. ام. و. شيري رنگ 2002 دو در را خريده. اين تنها ب. ام. و. كوچه معصومي است. هر چند مدل پايين است، اما هم صاحب هاي قبلي و هم اكبر آقا آن را خوب نگه داشته اند و «تميز تميز» مانده. ديشب ـ در تمام طول اين دو سال ـ اولين بار بوده كه اكبر آقا يادش رفته ترمز و كلاج را قفل كند. آخرهاي شب با حاج آقا و حاج خانوم و زن و بچه چهار پنج ماهه اش، ‌از خانه عمه خانوم بر مي گردند بچه خواب بوده و اكبر آقا مجبور مي شود بچه را خودش بغل كند و همان طور بچه بغل، در ب. ام. و. را قفل مي كند. 
گفتم ديدي پسر؟ يه امشب ترمز و كلاجو قفل نكرده ها! همون طور با شورت و عرقگير پريدم لب پشت بوم و پايين، تو كوچه رو نيگا كردم. ديدم هادي خان محكم در جلو ب. ام. و. رو رو گرفته و دو دستي داره فشار مي ده و داد مي زنه آي دزد .... اي دزد....منم بنا كردم داد زدن: آي دزد..... آي دزد......
حاجي اسداللهي كه تو حياط، با حاج خانوم روي تختخواب چوبي مي خوابند از صداي داد و فرياد اكبر آقا از خواب مي پرد. 
يكهو پريدم از جام. تند دويدم دمپايي هامو پا كردم و داشتم مي رفتم دم در كه يادم افتاد با عرق گير صورت خوشي نداره برم بيرون. برگشتم تند كتمو كه همون ديشب ـ بعد برگشتن از مهموني تو حياط در آورده بودم و انداخته بودم رو صندلي ور داشتم و تنم كردم. مادر اكبر از خواب پريد و پرسيد چي شده؟ كجا داري ميري اين وقت شب؟ همون طور كه مي دويدم طرف در حياط داد زدم آي دزد ... آي دزد.... درو واكردم و دويدم توي كوچه: 
عزيز خانوم با صداي هادي از خواب پريده بود و شوهرش ميرآقا را از خواب بيدار كرده بود. 
وا....خواب بودم ها... يهويي ديدم هادي داره داد ميزنه. گفتم نكنه خواب مي بينم؟ يا بازم هادي تو خواب داد و بيداد راه انداخته. اما ديدم نه مث اينكه صداش از تو كوچه مياد آقارو تكون دادم و گفتم پاشو اقا... هادي مونه ....بعدش پريدم چادرمو انداختم سرم و دويدم تو كوچه .....
هادي تعريف مي كند: 
يارو دزده تا ديد من درو بستم و داد زدم آي دزد... آي دزد... از جاش پريد پخش صوتو كه تازه وا كرده بود، انداخت كف ماشين و پريد طرف در، اما من درو سفت گرفته بودم. دزده كه ديد نمي تونه و زورش نمي رسه در رو واكنه، شروع كرد به التماس كه:‌ تو رو خدا، جون مادرت بذار برم....اما من همين جور داد مي زدم، آي دزد... آي دزد....بعدش دزده، خواست با پيچ گوشتي بزنه تو سر و صورتم كه سرمو دزديدم. دوباره حمله كرد. يه مشت خوابوندم تو چونه اش. اونم پيچ گوشتي را ول داد طرفم، جا خالي دادم، نوك پيچ گوشتي گرفت به شونه م. ايناهاش پوست شونه مو برده، نيگا! منم درو ول كردم. دزده درو وا كرد و پريد بيرون و رفت طرف پايين كوچه. منم دنبالش. 
اكبر كه زنش از خواب پريده بود و تو رختخواب از ترس داشته مي لرزيده، تند زير شلواري اش را مي پوشد و پيرهنش را تن مي كند و بي آنكه دكمه هايش را ببندد دوباره مي آيد سر پشت بام. 
ديدم دزده در ماشينو واكرد و هادي خانو پرت كرده اونور كوچه و خودش رفت طرف پايين كوچه. خواستم از رو پشت بوم بپرم رو گردنش كه ديدم حاج آقامون در خونه رو واكرد و دويد بيرون.....
حاجي اسداللهي مي گويد: 
درو كه واكردم ديدم هادي خان پرت شد وسط كوچه و يارو دزده دويد طرف من. پريدم جلو بگيرمش، ديدم بكهو برگشت دوباره طرف ب. ام. و. 
عزيز خانوم مي گويد: 
واي خداجون ....همچين زد تخت سينه هادي كه طفلك پنج متر پرت شد اون ور رو زمين. من بنا كردن جيغ كشيدن ....دزده دويد طرف پايين كوچه كه حاج اسداللهي از خونه شون در اومد. دزده تا حاج آقا رو ديد، برگشت دوباره طرف ماشين اكبرآقا. 
هادي مي گويد: 
داشتم مي گرفتمش ها... يهو جا خالي داد و برگشت طرف ب. ام. و. يهو مادرمو ديدم. داد زدم ننه، ننه، برگرد برو خونه، ممكنه بزنتت ...مادرم شروع كرد داد زدن. خودم دويدم دنبال يارو. ديدم رفت دمپايي هاشو از جلو در ب. ام. و. ورداشت و دوباره برگشت و دويد و از دستم رفت. 
اكبر مي گويد: 
ديدم الانه كه بزنه حاج آقا مونو پرت كنه وسط كوچه. خواستم بپرم رو سرش، يهو چشمم افتاد به يه پاره آجر رو پشت بوم كه خانوم صبا مي ذاره رو رختخواب كه باد نبره، پاره آجرو ورداشتم و پرت كردم رو سرش.....
حاجي اسداللهي مي گويد: 
ديم برگشت از جلو ماشين يه چيزي ورداشت و گذاشت زير بغلش و دوباره دويد طرف من. هادي خان داشت از جايش بلند مي شد، يارو لامسب همچين داشت مي دويد كه ديدم اگه بخوام جلوش وايسم، ممكنه بزنه پرتم كنه اون ور . ديدم يكهو يك چيزي خورد تو سرش و پهن شد رو زمين. 

ادامه دارد!







نویسه جدید وبلاگ

 مدل تاپ و دامن تاپ و دامن زنانه تاپ و دامن جديد

http://www.cybernetplaza.com/images/itempics/11099.jpg

http://www.cybernetplaza.com/images/itempics/11110.jpg

http://www.cybernetplaza.com/images/itempics/c26721.jpg

http://www.cybernetplaza.com/images/itempics/c8823.jpg

http://www.cybernetplaza.com/images/itempics/13720.jpg

http://www.cybernetplaza.com/images/thumb480/thumbwb022_carribean_blue.jpg

http://www.cybernetplaza.com/images/thumb480/thumb4265_black.jpg







عکس هاي الناز شاکر دوست

عکس هاي الناز شاکر دوست

http://aksfa.net/Upload/2009/E-ShakerDost/E-Shaker-Dost.jpg

http://aksfa.net/Upload/2009/E-ShakerDost/E-ShakerDost1.jpg

http://aksfa.net/Upload/2009/E-ShakerDost/E-ShakerDost2.jpg

http://aksfa.net/Upload/2009/E-ShakerDost/E-ShakerDost3.jpg

http://aksfa.net/Upload/2009/E-ShakerDost/E-ShakerDost4.jpg

http://aksfa.net/Upload/2009/E-ShakerDost/E-ShakerDost5.jpg








عکس هاي داغ از آزاده صمدي و هومن سيدي

عکس هاي داغ از آزاده صمدي و هومن سيدي 

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi01.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi02.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi03.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi04.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi05.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi06.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/119271549654j4lcy.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi09.jpg

http://shahabmiss.persiangig.ir/iranian%20actors/tarane/IMG%5D.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi16.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi07.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi08.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi15.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi13.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi14.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi12.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi11.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi17.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi18.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi19.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi21.jpg

http://img.picact.com/actress/samadi/1/azade-samadi20.jpg







آيا زبان عشق خود را مي دانيد ؟ 

  

 

 "داشتن عشقي عميق به شما نيرو مي دهد و اگر کسي عميقا" عاشق شما باشد، به شما شوق زندگي مي بخشد" .(lao Tzu) 

  

هفته هاي پاياني سال ، هر چه به آخر سال نزديک تر ميشويم ، شوق و اشتياق ما بيشتر مي شود. چه احساسي داريد ؟ آيا نگران چيزي هستيد ؟ آيا براي کسب موفقتهايتان شادکام هستيد و يا درمقابل براي شکستهايتان غمگين؟ شايد هم هر دو ! 

  

عواطف و احساسات شما هميشه بيشتر درگير کساني بوده است که به آنها عشق مي ورزيم ، همسر ، دوست و...در لحظات پاياني سال حالت نوراني معنوي داريم. اين حس باعث مي شود تا خالصانه دعا کنيم که تمامي ضربه ها و شکستهايي را که داشتيم از ذهن ما پاک شود ، قوت قلب مي گيريم و در نهايت حسي آرام و بي دغدغه لذتي عميق را براي ما به ارمغان مي آورد. 

  

با کلام و بخشش مي توان عشق ها را بيدار کرد و به ياد داشته باشيدکه تنها هديه هاي مادي نيست که مي تواند عشق را ماندگار کند. 

  

"بالاترين لذت آن است که بپذيريم عاشق هستيم". ( victor hugo) 

  

  

داستاني کوتاه 

جواني بود که مي خواست عشق خود را به همسرش نشان دهد . در عميق ترين درياها شنا کرد . به بلندترين کوهها صعود کرد و سعي کرد حتي به ستاره ها نيز برسد ! حدس بزنيد چه اتفاقي افتاد ؟ بله ، همسرش او را ترک کرد چرا که هيچ وقت شوهرش خانه نبود !! 

  

دکتر Gary Chapman کتابي به نام " پنج زبان عشق " نوشته است . اگر احساس عدم دوست داشتن از طرق مقابل داريد ( همسر ، نزديک ترين دوست ....) مي توانيد با مطالعه اين پنج زبان عشق ، دريابيد که زبان عشق شما کدام است ؟ نشانه هايي را که عشق ديگران را به شما نمايان مي کند ، بشناسيد ؟ و اينکه چطور مي توانيد عشق خود را به ديگران ابراز کنيد ؟ 

  

  

پنج زبان عشق : 

1- کلام تأييد آميز : 

در اين حالت است که شما نياز شنيدن تعريف و تمجيد از زبان معشوقه تان داريد تا احساس کنيد او نيز شما را دوست دارد. جملات ساده و بي آلايشي چون : "واقعا" اين تو هستي که به اين درجه نائل شده اي ؟" يا ، "چقدر در اين لباس مي درخشي و گويي که اين لباس فقط برازنده تو است ؟" و يا "تو بهترين پدر براي فرزندانمان هستي" 

  

  

2- اوقات گذراندن با يکديگر : 

اگر ارزش نهادن به اوقاتي که با يکديگر هستيد زبان عشق شماست ، به چگونگي گذران اين لحظات دقت کنيد . براي اينکه اوقات خوش را داشته باشيد زمان بگذاريد و در حين صحبتهاي خود با او مطمئن باشيد که صداهاي مزاحمي مثل تلفن ، تلويزيون ، و ... حذف شود. 

  

  

3- دريافت هدايا : 

هديه هميشه قابل لمس و به چشم مي آيد و زباني براي اظهار عشق و وفاداري است . شايد زبان عشق شما دريافت هدايا و لمس کردن آنها است . حتي اگر خيلي بزرگ و گران نباشد. يک شاخه رز زيبا ، سوغاتي ، دعوت به يک رستوران و... 

  

  

4- خدمت کردن به يکديگر : 

دقت کنيد که چه خدمتي باعث لذت طرف مقابلتان مي شود ، کارهايي مثل ، تميز کردن پارکينگ ، به گردش بردن بچه ها در روز شنبه ، تميز کردن آشپزخانه ، حمام ، بله بايد بدانيد که در برخي افراد حتي ، انجام اين کارهاي نه چندان سخت مي تواند نشانه ي عشق باشد. 

  

  

5- تماس فيزيکي 

صميميت در حس معاشقه ( در آغوش کشيدن ، بوسيدن ، نوازش کردن و ...) ميتواند تنها زبان عشق يک نفر در ازدواج باشد . 

  

"عشق ميوه ي همه فصل است و مي توان هميشه آن را در دست داشت " (مادرترازا) 

  

براي شناسايي بهتر زبان عشق خود اين سوالات را در ذهن خود مرور کنيد : 

  

1- من چطور عشقم را به ديگران ابراز مي کنم ؟ ( براي مثال : من عشقم را با جملاتي تسلي بخش به معشوقه خود ، به خصوص در زمان گرفتاري ، ابراز مي کنم ) 

  

2- انتظارات خود من در عشق چيست ؟ ( براي مثال : اگر معشوقه ام از من تعريف و تمجيد کند ، مي فهمم که مرا دوست دارد ) 

  

3- از چه چيزهايي واقعا" دلگير مي شوم ؟ ( براي مثال : از اينکه نفر مقابلتان افتخار و غرور شما را در کسب مقامي ناديده بگيرد دلگير مي شويد. ) 

  

اگر هر دو طرف زبان عشق خود را يافتيد ، بايد با هم در ميان بگذاريد و نياز خود را مطرح کنيد تا هر دو از لحظات زيبا و لذت بخش بهره ببريد . 

  

انعطاف پذير باشيد . هر دو طرف بايد تغييراتي هرچند کوچک را در رفتار و فکرشان بپذيرند ، چرا که ممکن است گامي بزرگ بسوي خوشبختي شما باشد. 

  

با بررسي مباحث فوق ، شايد به راههاي دست يابيد تا عشق خود را پربار تر و عميق تر احساس کنيد . 

  

"عشق کليد گشايش قفل هر مشکلي است " ( Fikayo Ositelu) 

  

هم اکنون مي دانيد چطور از عشق خود لذت مي بريد ؟ چه چيزي عشق شما را عميق تر مي کند ؟






"اولين ها"

اولين مردمان جهان که نخ به سکه مي‌بستند و در داخل تلفن‌هاي عمومي مي‌انداختند، ايرانيان بودند!

اولين مردماني که توانستند از کارت هاي اعتباري تلفن‌هاي عمومي استفاده کنند، بدون آنکه اعتبار آن کم شود، ايرانيان بودند!

اولين مردماني که نوشابه‌هاي تقلبي ساختند، ايرانيان بودند!

اولين مردماني که در اولين صادرات به کشورهاي شمالي ايران به جاي حنا، خاک رنگي فروختند، ايرانيان بودند!

اولين مردمان دنيا که همزمان هم مايل هستند گرمشان شود و هم سردشان ايرانيان بودند، چون همزمان با روشن کردن بخاري، پنجره‌ها را هم باز مي‌کنند






.:: خواب خوش با نارنگي ::.

.:: خواب خوش با نارنگي ::.


نارنگي ميوه اي زمستاني و غني از ويتامين هاي a ، b1 ، b2 ،c مي باشد. دانشمندان دانشكده داروسازي ليسستر تركيبي را در پوست نارنگي به نام salvestrol q يافته‌اند كه سلولهاي سرطاني انسان حاوي آنزيم "?cyp?b?? "p???? را نابود مي‌كند. اين يافته مي تواند به درمان سرطانهايي نظير سرطان سينه، ريه، پروستات و تخمدان كمك شاياني كند. نارنگي حاوي پروتئين، چربي، قند، مقدار زيادي فسفر، كلسيم مي باشد.

از خواص مهم نارنگي مي توان به موارد زير اشاره كرد:

- موجب زياد شدن و تصفيه خون مي شود.
- به خاطر داشتن مقدار فسفر و كلسيم بالا، نارنگي يكي از ميوه هايي است كه در تشكيل استخوان و اسكلت بدن موثر است.
- حاوي مقدار زيادي منيزيم است و از اين طريق در فعاليت عضلاني، دستگاه گوارش و سيستم عصبي موثر است.
- سرد و تر، مفرح قلب، رافع خفقان، صفرا بر و فرونشاننده لهيب معده و كبد است.
- نارنگي مسكن اعصاب است و براي كليه بيماران مفيد است.
- اگر مي خواهيد شب راحت بخوابيد چند تكه نارنگي بخوريد.
 




سعيد كرماني اگه بري

http://dlb2r.com/Full/Saeed/Saeed-Kermani_Age-Beri_128.mp3




گزارش تخلف
بعدی